-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 تیر 1396 00:26
میدونی دخترا اصولا خیلی باهوش تر هستن چون میدونن کی خنگ بازی دربیارن که تو بخندی و اخم نکنی
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 تیر 1396 12:08
میترسم اززندگی تو جامعه یی که به بچه 7 ساله هم رحم نمیکنن، میترسم از ادمایی که به خودشون اجازه میدن کمپینگ بزنن و نه به اعدام بگن، میترسم از ادم های حمله میکنن به همین کمپینگ و میگن باید اعدام بشه قاتل، ما چه کاره هستیم تو این مملکت که باید راجب هرچیزی نظر بدیم و کمپینگ بزنیم؟ یه عالمه ادم علاف و بیکار که صبح ها شعار...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 18 تیر 1396 23:11
میگم چه حسی داری یه دختر دیونه کنارته میگه هر چی عست میدونم که حس بدی نیس واقعا چطوریی میتونید برای تولدتون صد نفر دعوت کنید من کلا5 نفر میشناسم که باهاشون بهم خوش بگذره یکی پاسخگو باشه لطفا
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 تیر 1396 23:43
مادر قلب اتمی حس خوبی داشت کاش توقیف نمیکردنش
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 تیر 1396 00:07
خدایا تو باید وجود داری میدونم که شاهدی که دارم چه عذابی رو تحمل میکنم این روزا، خدایا دل ادمات نباید از سنگ باشه چرا پس سنگیه؟ این روزا دلم برای مظلومیت خودم میسوزه اینکه زورم به هیچی تو دنیات نمیرسه اینکه هر چی دست و پا میزنم بیشتر فرو میرم اینکه انقدر بی سر صدا دارم له میشم اینکه مجبورم صدای شکستنم رو خفه کنم که...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 خرداد 1396 00:59
شنیدن خبر عملیات انتحاری حتی خارج از ایران هم غم انگیز بود اما وقتی بغل گوشمون اتفاق افتاد دیگه یه چیزی بیشتر از غم به جونم افتاد یه چیزی گم شد تو وجودم، دیگه چیزی یه اسم جزیزه ثبات غرق شده بود این خبرهای که دارن میگیرن و قلع و قم میکنن اینکه اگه این همه داعشی تو ایران بودن و داشتن نقشه میکشیدن با یه عملیات همشون لو...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 01:30
این عکسای ورزشگاه شیرودی رو میبینم با اون بنرهای مربوط به گشت ارشاد فقط یه خاطره خوش میاد تو ذهنم که پارسال اومدی دنبالم که نگران رنگ پریدم شده بودی اگه خدایی نکرده گشت ارشاد برداشته بشه هیچ دختری نمیتونه این لحظه ها رو تجربه کنه اینا برکات گشت ارشاده یه وقت فکر نکنید من هنوز ون میبینم قلبم تند تند میزنه ها یه وقت فکر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 00:23
تو این برحه از زمان یا تمام احترامی که برای همه قایلم اما خاک برسر همه احاد مردم خوب؟ مردمی که تاریخ نمیخونن تاریخ رو تکرار میکنن واقعا ما باید بریم به یکی از این 6 تا رای بدیم یادارن مسخره بازی در میارن؟ دلم نمیخواد نه اخبار گوش بدم نه روزنامه بخونم حتی بی قانون محبوبمم ورق نمیزنم، حتی دلم میخواد برم تو غار 300 سال...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 8 اردیبهشت 1396 23:27
میدونی اینکه بزنی یه دفعه همه چیز رو بهم بریزی بعد خودت رو بکشی تا درستش کنی بعد لحظه های اخر درست شدن یه حرکت انتحاری خرابش کنی خیلی احمقانست این نشون میده اصلا سیاست نداری کاش زندگی واقعی مثل مناظره امروز بود یعنی یکی بود که یه ماله میگرفت دستش و دفاع میکرد ازت یا نه مثل اون یکیا یکی مانور میداد رو ضعفای طرف مقابل و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 اردیبهشت 1396 00:37
از ویژگی هات این بود که هر وقت سرما میخوردم و صدام کلاخی میشد میگفتی هر وقت حالت خوب شد میحرفیم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:41
میدونی قشنگی قد بلند چیه؟ اینکه مجبوری برای بوسیدنم سرت رو بیاری پایین دل تنگ سلفی گرفتنتم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 22 فروردین 1396 00:49
کی گفته ادمی تلاش میکنه تا خوشحالت کنه کسی که هر وقت خالیش رو با تو پر میکنه اونی که بخاطرت از اون سر شهر تا خونتون میاد همون که حاضر تمام شب رو با اینکه خستس رانندگی کنه فقط چون تو هوس بوی دریا کردی دوست داره؟ اینا نشونه دوست داشتن نیست که هست؟؟؟ لعنت به هر چی منطق و عقلی که من درکش نمیکنم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 فروردین 1396 01:44
همون موقع که ساعت 1:40 دیقه شب من یهو یه جیغ بنفش کشیدم و تو یه حرکت انتحاری پریدم تو بغلت وگفتم موش و تو خواب و بیدار بدونه اینکه به من توجه کنی به صندلی که روش نسشتم نگاه کنی و بسته ادامش خالی رو نشونم بدی بگی برو بخواب بچه اخه موش اینجا چی کار میکنه؟ عوض اینکه به حرکت خودم و نگاه متعجب تو بخندم خودم رو لوس میکردم و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 فروردین 1396 04:40
همین دیروز که داشتم به یه دوست مشترکی برای امر خطیر جفت یابی کمک میرساندم و گزینه های روی میز رو بهش معرفی میکردم بعد وقتی گزینه مورد نظر بعد از پرسیدن اینکه چندسالشه سوال بعدیش این بود که ماشینش چیه من طبق روال توضیحات رو دادم و بعد از قطع مکالمه دوستمون گفت تو هم اولین بار پرسیدی از... ماشینت چیه؟ یکم فکر کردم بعد...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 فروردین 1396 03:52
جدیدا متنفرم از جاده چالوس تو پاییز و زمستون، حتی متنفر از اهنگایی رضا یزدانی که با صدایی بلند برام بخونی حتی میگم عوض یه فیلم از اون ورژنایی که من دوست دارم میخوام کمدی ببینم گشت ارشاداصلا ببینم، جدیدا چقدر چرت میگم نه؟؟؟ میدونی وقتی داشتم میگفتم لواسون بهارش از پاییزش قشنگ تره فقط یادم افتاد که اصلا بهار نبردیم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 فروردین 1396 02:04
لعنت به قدرت لعنت به جنگ
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 فروردین 1396 03:21
نمیدونم چی شد که یادم رفت زیادیم، حتی وقتایی که وسط حرفات میگفتم خوب من زن زیادی زندگیتم دیگه، شاید اون باری که رفتیم دربند و اون خانم اقاهه هی تند و تند غش و ضعف میکردن برای هم و تو با کلی خجالت گفتی چرا انقدر دور نشستی بیا بغلم و وقتی کنارت نشستم ته لاو ترکوندنت این بود که استکان چایی رو بدی دستم، یا شاید همون وقتی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 بهمن 1395 02:28
ادما یه وقتا خسته تر از اونی هستن که فکرش رو بکنی انقدر خسته که حتی واسه دل تنگیاشون و بی کسیاشون و غربتشون انبوه مشکلات گریه نمیکنن فقط یه سکوت مرگ بار کل مغزشون رو میگیره و همه چی مثل یه فیلم از جلو چشمشون میگذره این وسط فقط صدا نفس کشیدنشونه که باعث میشه بفهمن که زنده هستن و این انفاقی که داره واسشون میوفته صد در...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 بهمن 1395 05:32
غربت یه وقتا میتونه همین اتاق باشه که تو توش نباشی و غریبه ه م میشه ادمایی باشن که از جونتم بیشتر دوستشون داری اما درکت نمیکنن که تو با این حال اشفته با این گریه های زجر اور با این خنده های از سر ذوق راحتی لذت میبری ازش درک نمیکنن بیخیال همه نداشته هاتی و راضی به اینی که هست
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 بهمن 1395 21:40
می خندم... ساده می گیرم... ساده می گذرم... بلند می خندم و با هر سازی می رقصم... نــــــــــــــــــه اینکه دلخوشـــــــــــــــــــــــم! نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد! مدت طولانی شکستم, زمین خوردم, سختی دیدم, گریه کردم و حالا... برای"زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام...! روحم بزرگ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 2 بهمن 1395 00:43
تو همه این بی تدبیریا نداشتن مدیریت ها دورکردن خبرنگاران و منتشر نکردن عکس جنازها امیدوارم با مدیریت کامل انجام بشه تا خانواده هاشون کمتر عذاب بکشن، امیدوارم تو مسیر و پزشک قانونی هم عکسی گرفته نشه
-
تو مثل من زمستونی نداری...
یکشنبه 26 دی 1395 04:36
دی ماه و اخرش که میشه انقده دوست دارم بخوابم چشمام رو که باز میکنم جاهای سختش گذشته باشه و رسیده باشم به روزایی خوش زندگی، برف، بارون بهترینا هستن، اما فقط من میدونم فصل خالی شدن قلبم فصل دل کندنم فصل گذشتنم همین دی و بهمن بوده و هنوزم هست، اما میدونم فصل بهتری میشه اگه بارون و برف باشه
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 دی 1395 01:09
روز های که موهام رو شونه میزنم مواظبم بوسه های که روشون یادگاری گذاشتی نیوفته بشکنه تا مویدبوسه بعدی برسه قراره روزایی عجیبی تو تاریخ ثبت بشه، نمیدونم چرا تو ذهنم ناخوداگاه همش داره وطن سالار عقیلی پلی میشه مخصوصا این مصرع کشور روزهای دشوار رخمی سربلند بحران ها ....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 دی 1395 01:54
شازده امسال نیستی که بهت پی ام بدم بدو استیج شروع شد،بعد باهام سر خوندنشون چونه بزنیم بعد هر جا فالش خوندن سریع پی ام بدیم بعد مثلا ذوق کنیم که کی ذودتر تونست بفهمه، بعد وسط دعواهامون بگی اهنگ بدیش هرچی بود تقدیم به تو میدونی هستیا اما باهم اختلاف ساعت داریم خیلی شاید امثال کلا قید دیدن استیج روبزنم چون خیلی زیاد دلم...
-
خواب
دوشنبه 13 دی 1395 05:32
یه چی میگم بیین خودمون باشه به شدت با جغد همزاد پنداری میکنم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 دی 1395 01:23
هی با خودم میگم بسه این همه بی قراری، تو پوست کلفت تراز اینی که با این خرده اتفاقات اینجوری خودت رو به درو دیوار بزنی لااقل این گریه مسخره روتموم کن اما بی اختیار اشکام میریزه، میگم الهام ببین تو روزایی سخت زیاد داشتی ولی از پس همش بر اومدی پس چرا اینجوری بی قراری میکنی اخه؟ اما انگار صدای خودمم نمیشنوم هی خدا رو صدا...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 دی 1395 01:27
خدایا شکرت که اشک رو افریدی ادم باهاش یه ذره سبک بشه اما التهاب دل من با گریه کم نمیشه یه چیز قویی تر لازم دارم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 9 دی 1395 01:40
چقدر این شبا من حالم بده هی خدا رو صدا میزنم دلم میخواد به ادما بگم انقدر به بهانه خیر خواهی و اینکه صلاح یکی رو میخوایم با روح و روان یه نفر بازی نکنید شاید یکی دوست نداشته باشه زندگی کنه زوری که نمیشه انقدر برای خودتون نبرید بدوزید شاید یه نفر تو این دنیا به چیزایی که داره قانعست، شاید زندگیش رو نمیخواد عوض کنه اما...
-
گور خواب
پنجشنبه 9 دی 1395 01:34
راجب این گور خواب ها خیلی جاها خیلی متن های سنگینی نوشته شد اصلا کلا خیلی حرف شد! از تاکسی گرفته تا جمع خانوادگی بی دقدقه ارشون حرف زدن ولی تنها متنی که من خوندم و یه نفس راحت کشیدم از آیدین سیارسریع تو شهرونگ بود مخصوصا اون قسمتش که گفته بود بترسم ازرروزی که کدوم گوری هستی ؟ از یک سوال توهیم امیز به پرسیدن ادرس تبدیل...
-
با تمام وجود غمگینم شادیم مال سالها قبله...
چهارشنبه 8 دی 1395 03:23
بوی بارون، هوای سرد، حرکت شیشه پاک کن ماشین، نور کم جاده، بهشت کجاست جز همین چیزایی خوب که باهم ترکیب شدن؟؟؟ خدا جونم خیلی وقته از ته ته دلم که خیلی وقته ابریه ازت چیزی نخواستم اما الان همینجا کنار اتوبان، لطف به حرف دل من گوش کن و نذار نا امید باشم، مگه نمیگی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را؟ زیر همین دونه های بارون...