کلی راجب صداها با هم بحث میکنیم و در اخر به یه نتیجه میرسیم که واقعا همایون شجریان عالیه
میدونی یکی مثل شجریان یه پسر تحویل جامعه میده که همه بهش افتخار کنن، بعد یه اقایی با کلی پول و قدرت و صد البته تعلیمات دینی چون خودش یجوارایی مروج دینه دیگه! یه آقازاده دزد تحویل جامعه میده (همون اقازاده که هممون میشناسم رو میگما) ،اینجاست که بایدگفت پسر کو نداردنشان ازپدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر....
جمله هایی که این روزا زیاد میشنوم
الهام مواظب باش نگیرنت
الهام یادت نره اب بخوری حالت بد میشه
الهام کی میرسی
الهام خواب نمونی
الهام هنوز نخوابیدی
چرا هیچ کس نمیپرسه الهام تو چرا حرف نمیزنی باز!
الهام خانم حواست هست داری با خودت چی کارمیکنی؟ گر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
خودت رو جمع و جور کن تو روزایی بدتر از اینم دیدی پس کم نیار...
شازده همین که موقع رفتن دست میکشی رو موهام و پشت مانتوم مرتبشون میکنی و میگی حواست باش نگیرنت وقتی یه خیابون یه طرفه پر ترافیک رو که تازه موقع برگشتشم بایدکلی راهت دور بشه و تایم هم نداری میری وقتی ساسان میگه دیر میشه و بلند میگی اول الهام رو باید برسونم وقتی که من بهت میگم دیگه راهی نیست با تاکسی میرم میگی خجالت بکش، وقتی اس میدی که رسیدی یا نه، وقتی من میگم ناراحتم با حوصله به غر زدنام گوش میدی و میگی الی هیچ کس علم غیب نداره چیزیی که اذیتت میکنه رو باید بگی نه اینکه سکوت کنی، وقتی که از همه جا رونده و مونده هستم بهم پناه میدی و بلدی یه کاری کنی که حالم عوض بشه، وقتی میزاری هرچی تو مغزم هست رو بهت بگم خوب گوش میدی وقتی اصرار به دونست یه چیز اشتباه میکنم به روم نمیاری تا خودم متوجه بشم یا اینکه بهم نمیگی دیدی گفتم اشتباه کردی، اینکه حتی حواست هست که من دارم مشروب رو بدون مزه میخورم وقتی خودت مست مستی، سعی میکنی حالت هیستریکم رو کنترل کنی وقتی عصبی هستم، وقتی که لازم نیست جلوت نگران باشم که نکنه زشت باشم و گریه باعث ریختن ریمل زیر چشمم شده باشه، یا اینکه مجبور باشم حفظ ظاهر کنم پیشت، وقتی خود الهامم نگران هیچی نیستم، تو بهم میگی جوجو من فکرش رو کرده بودم تو نگران نباش حس میکنم خوش بخت ترین دختر دنیام چون بهترین دوست دنیا کنارم بدون هیچ ادعایی
از انتظارهایی که از طول و عرض کش میان متنفرم حالا اینکه این انتظار جمعی باشه و سرنوشت ساز، حداقل 7،6 نفر رو تحت فشار بزاره بیشتر، عقربه ساعتی که نمیره جلو مثل یه چاقو کند میمونه که کشیده میشه اروم رو پوست و رگ روحت! مثل موریانه یی که رفته از تو گوشت و رسیده به مغزت و داره مغزت رو میخوره صدا خورده شدنش رو میشنویی حتی میتونه مثل حالت تهوع زنی باشه که فکر میکنه بارداره اما اشتباه متوجه شده، یا مثل پریودهایی پردرد دختری که امشب عروسیشه!
چقدر دارم نق میزنم اخه من! اینکه تو دلت اشوبه و باز مثل دختر خنگولا نیشت تا بنا گوشت بازه مسخرست اما اشکال نداره چاره یی نیست تا تو برسی باید ظاهر رو حفظ کنم
+خدایا حواست هست به ادمات امشب؟ تنهاشون نذاریا صبح خوشحال بیدار بشن بعد از این همه سختی باشه عزیز دلم؟ من چشمم فقط به توست، همه انقدر خسته هستن که حوصله این انتظار لعنتی رو ندارن پس بزار شیرین تموم بشه
مثل بیدار شدن بعد ازبد مستی شب قبل، با سردرد! مثل سیگار اول صبح ناشتا که تلخیش گلوت رو میسوزنه این روزا تلخه خیلی تلخ قراربود امروز ناراحت نباشم اما هستم هم ناراحت هم اشفته هم خسته از بیخوابی، بچه که بودم بد اخلاقیام که زیاد میشدمامانم میگفت سقه (همون سگه فقط به زبون من) کیه! منم میگفتم یه بشه(همون بچه خودمون) دیگه! این مکالمه با خنده مامانی بود که کلافه شده ازدست بچش و بچه چشم سفید که بیخیال بد اخلاقی نمیشد! الان نیازدارم بهم بگه تامنم بگم یه بچه دیگه و از خر شیطون پیاده بشم وشاید تلخیی این روزا رو بتونم هضم کنم
جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن
خواهد چکید از بدنم چشم هایی تو.....