خیلی خسته ام

همه مشکلات ما تقصیر اون جد بزرگوار که چرخ و آتش رو اختراع کرد وگرنه الان لخت ته یه غار خنک ولو شده بودیم و خودمونو میخاروندیم.

نظرات 12 + ارسال نظر
بریدا سه‌شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 18:08 http://brida.blogsky.com/

هوم فقط قبول بشم کافیه
یاااااااا خداااااا هیچ بعید نیست تجدیدی بیارم
تک ماده رو واسه همین موقع ها گذاشتن دیگه

نه! در این حد واقعا؟
امیدوارم احتیاج نشه به تک ماده عزیزم

Saba پنج‌شنبه 13 خرداد 1395 ساعت 15:27 http://kojastkhaneyebad.blogsky.com

هر کی هم اذیتمون میکرد یا قلبمون رو میشکست میفرستادیم دایناسوره بخوردش
شوخی نداریم با کسی ما غار نشینیم

ایول این رو خوب اومدی

عاشقتم الی

نمیایی تو غار؟

arash چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 02:00 http://mnevesht.blogsky.com

اتفاقا من توی غار بودم .الان که نوشتی قشنگ بود ولی خدا نکنه واقعا توی موقعیت باشی. یه جای سرد و نمناک و تاریک که چشم چشمو نمیبینه با کلی خفاش و جک و جانور که حس قلعه فرانکشتاین و داستانهای استیفن کینگ اون موقع برات زنده میشه. حالا هی بیا ناشکری کن :دی

نه از اون غار خفنا نه! یه غار دم دستی از همینا که تو کارتون عصرحجر نشون میداد

احسنت. این همومن چیزیه که منم میگم سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 23:05

توحید

Saba سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 21:26 http://kojastkhaneyebad.blogsky.com

و با دایناسورا زندگی مسالمت امیز داشتیم

صبا فکر کن گوشه غارت یه دایناسور داشته باشی به عنوان حیون خونگیت خیلی باحال میشه

بریدا سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 15:22

سلام

سلام گل دختر امتحانات خوب بود؟

آنا سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 12:07

این جمله ای بود که وقت خاروندن ته غار خنک می گفتیم.
اگر اون جا می خواستیم وبلاگ بنویسیم به نظرت حسرت کی را می خوردیم؟

یه غار نشین مثل خودمون پیدا میشه لابد

بهنام سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 00:47 http://harfehesabi.blogsky.com/

حالا شایدم غارش خنک نبود! از کجا معلوم؟!
شما کولرو روشن کن همینکارو گوشه ی اتاق تست کن! والاع!

حالا انرژی منفی نده شاید من غار خنک پیدا کردم
انقدر خسته ام حال ندارم دکمه پاور رو فشار بدم

آنا سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 00:19

هی روزگار!

reza دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 00:22 http://shadyakh.blogsky.com

:)

علی یکشنبه 9 خرداد 1395 ساعت 20:38 http://www.ansd.blogsky.com

عصر بخیر
عمو یادگار نمیری تو غار...
اونوقت دلت برای بستنی دورنگ و پیاده روی تو خیابون ولی عصر تنگ نمیشد

قول میدم تنگ نشه

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.