همون موقع که ساعت 1:40 دیقه شب من یهو یه جیغ بنفش کشیدم و تو یه حرکت انتحاری پریدم تو بغلت وگفتم
موش و تو خواب و بیدار بدونه اینکه به من توجه کنی به صندلی که روش نسشتم نگاه کنی و بسته ادامش خالی رو نشونم بدی بگی برو بخواب بچه اخه موش اینجا چی کار میکنه؟ عوض اینکه به حرکت خودم و نگاه متعجب تو بخندم خودم رو لوس میکردم و تو بغلت گریه میکردم شاید الان دوستم داشتی
البته فرزانه میگه اگه وحید بود حتما پرتم میکرد بیرون که دیگه نصف شب جیغ نزنم همین که گفته بخوابی یعنی خیلی دوست داشته اما من که احمق نیستم از همون وقتا دیگه دوستم نداشتی....