خدایا من سرم رو گذاشتم رو زانوت حکمت و رحمت و برکت و... نمیفهمم لالایی بگو که خیلی خسته ام
میدونی سیاست داشتن تو رابطه از نون شبم واجب تره
حاجی همیشه میگه با هرکی باید مثل خودش رفتار کرد، میگه این که بدونی کی رو چطوری رام کنی اسمش میشه روابط عمومی نه سیاست
اما شازده میگه ادمایی ساده همیشه دوست داشتنی تر هستن تو مثل خودت رفتار کن نه طبق خواست بقیه، میگه اصلا اگه ساده نبودی که این همه وقت رفیق ثابت من نمیموندی میگه ادما دو رو هرچقدرم زرنگ باشن دستشون رو میشه
من گیج به جفتشون نگاه میکنم میگم میشه لطفا به تفاهم برسید و بهم بگید کار درست چیه؟
جفتشون اخم میکنن میگن تو با دلت تصمیم نگیری درست ترین کار دنیارو کردی
منم یه لبخند ملیح میزنم و میگم اوکی پس هیچ کاری نمیکنم دیگه
راستش دو تا شونم درست میگن عین حقیقت رو میگن
ولی من با شازده موافق م به شخصیت خنگ و ساده م بیشتر میخوره ، ولی تو اجتماع ادم هایی که به توصیه ی حاجی عمل میکنن موفق ترن حقیقتش
شازده راست میگه و من اصلا نمیتونم مثل حاجی حتی فکر کنم
سادگی خوبه ولی من طرفدار سیاستم
منم به شدت طرف دارشم اما خودم یه ذره ندارمش،