یه روزایی هست بی دلیل مهربون میشی منم نمیپرسم چرا فقط لذت میبرم از اون روزا....
پ.ن: یه روزایی به پیرهن اخرین روز نزدگیم فکر میکنم همونی که قراره توش بمیرم
پ.ن 2: من چرا وقتی یه دوست خیلی قدیمی میبینم که حالا به شدت معتاد شده دلم نمیسوزه! فقط دوست دارم با ناخن چشماش رو در بیارم تا مثل مغزش کور بشه، یه دختر معتاد هزار مرتبه چندش اور تر از یه سوسک گم شده زیر تخته که شب میاد رو پوست تنت قدم بزنه، یه دختر حق نداره معتاد بشه این تنها جایی هست که فکر میکنم مردا با زن ها اصلا نباید برابر باشن !
سلام. شمام اینطوری شدی که باید یکی هلت بده بیای یه چیزی بنویسی؟
خیلی بدهاااا
کلا در مورد همه ی پستت من فقط میتونم بگم
چراااا عاااااخه؟!
دوست داشتی تو چالش مام شرکت کن
انجام شد
هی
نیستی...!
هستم فقط ساکت
اوکی، پس داستان فرق می کنه. دیگه حرفی ندارم.
راستش هنوز کسی رو ندیدم که ترک کنه و اون آدم اول بشه. نه قیافه ش مثه قبلش میشه و نه اینکه صد در صد ترک می کنه. سیگار میکشه حداقلش. پس چاره ای نیست دیگه .چشماشونو در بیار
مرسی که اجازه دادی
همه ما یک وقت هایی نیاز داریم نقش قربانی را بازی کنیم الهام. یک جور تسکین زخم هاست. بعدش فرصت هست مسوولیت اشتباه هامون را قبول کنیم.
من روی حست نمی خوام نظری بدم. حست اینه دیگه، بدت میاد. اما می خوام بگم دوستی برای همین روزها نیست؟ که حرفهای یک دوست معتاد را بشنوی قبل از اینکه محکومش کنی؟ مطمئن باش او بیشتر از تو از خودش بدش میاد. ساده ترین کار هم اینه که رهاش کنیم و بریم. اما آدم ها همون طور که اختیار دارند جایزالخطا هم هستند. ما آدمیم به اشتباهاتمون. شاید اگر به باقی چیزهای انسانی که دارد و یک روزی با هم رفیقتون کرده بود نگاه کنی حست کمی عوض بشود.
انا من از اعتیاد ضربه خوردم، شایدم دوست خوبی نیستم
آقا من با اینکه چشمهای دوستهای معتاد رو درآورد موافقم ولی یه چیزی هست. اونم اینکه حالا اومد و ترک کرد. چشماشو چطوری پس بدیم؟ :دی
از کجا معلوم آدم دم مردنش پیرهن تنش باشه؟ (فکرای بدی به ذهنم رسید. تصورشم بده :)))))
چند درصد این ادما ترک میکنن؟ تازه اونایی که ترک میکنن چندبار چندین بار برمیگردن بازم سراغش؟
وای یعنی لخت بمیریم؟ خدای من نه نه من دوست دارم لباس تنم باشه
اما نمی خوای قبلش ازت بپرسد چی شد که شدی این موجود چندش آور؟
نمیدونم اون لحظه چی میخواد، اما مطمینم ادا قربانی رو در نمیارم، مگر نه اینکه فرق ما با بقیه مخلوقات داشتن قدرت اختیار است و باید خودمون تصمیم بگیریم چه با این زندگی بکنیم
انا درست مفهمیدم به نظر شما حسم اشتباهه؟
و اگر روزی خودت معتاد بشی چی؟ هیچ قطعیتی در این دنیا نیست، هست؟
مسلما منم یه موجود چندش اور میشم و یکی هم پیدامیشه بخواد چشمام رو در بیاره
چه جالب تا حالا به آخرین پیرهن تنم فکر نکرده بودم
الهام دختر چه فکرایی تو سرت هست!!
داره خیلی حس خوبی داره فکرکردن بهش
صبا فکرایی خفناکا خیلی خفن
الهام تصور کردم دوستمو بعد مدتها ببینم که معتاد شده دیدم حتی نمیتونم تصورش کنم
تصور نکن بریدا چون حالت تهوع میگیری