الان من بیام بگم اینجا دیوار کایناته منه لابد بهم میخندن دیگه؟
از ساعت ثبت پست قبلی تا همین الان میحرفیدیم همه چیزم توضیح دادی هرچند که از نظر من قانع کننده نبود اما خوب به سبک خودت قانعم کردی و گفتی وقتی هیچ چیز قطعی نیست و خودمم خبر ندارم ازش چرا باید باعث نگرانی تو بشم گفتی هروقت جواب قطعی گرفتم میام بهت میگم
خدایا حالا که اینجا رو میخونی حواست به اون چیزایی که شب ارزوها ازت خواستم باشه مهم ترینش سلامتی خودم و خانوادمه یادته نره ها
پ.ن: من همیشه بابت سلامتی خدا رو شکر میکنم و هر وقت یکی از بدبختیاش میگه اولین چیزی که برای دل داری بهش میگم اینا تو یه بدن سالم داری این از همه چیز مهم تره و این واقعا حرف دلم نه یه حرف کلیشه یی و لوس اما امشب برای اولین بار درست وقتی این حرف نوک زبونم بود نتونستم بگم چون اونی که باهاش صحبت میکردم متاسفانه بدنش سالم نبود و من در موندم که چی بگم
پ.ن: خدایا بزرگیت رو شکر یکی بچه میخواد بهش نمیدی بد به یکی سه تا گل میدی که قدرشون رو نمیدونه و داره دستی دستی یکی از اون گل هارو هم میفرسته زیر خاک درسته سرطان داره اما باید همه تلاششون رو بکنن برای خوب شدنش نه اینکه خیلی راحت بگن خسته شدیم هیج پدر و مادری حق ندارن خسته بشن مگه یه بچه 9 ساله چقدر توان داره که هم با سرطان بجنگه هم با افسردگی که ناشی از روش اشتباه مراقب خانوادشه